انتشار آمارهای مالی جدید در سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۵ شمسی) نشان میدهد که هلدینگهای بزرگ فناوری در شرق آسیا با عبور از بازارهای سنتی تکمحور، به سمت خلق ارزش دروناکوسیستمی حرکت کردهاند؛ موضوعی که ضرورت **واکاوی مدل درآمدی غولهای فناوری چین؛ عصر پلتفرمهای چندلایه** را برای تحلیلگران و فعالان اقتصاد دیجیتال اهمیت دوچندان میبخشد. بر اساس دادههای آخرین گزارش جامع اقتصاد دیجیتال چین (China Mega Report)، بازیگران کلیدی این بازار یعنی علیبابا، تنسنت، میتوآن و پینگآن اکنون بخش عمدهای از جریان نقدی خود را خارج از حوزه فعالیت اولیه خود تولید میکنند که این چرخش ساختاری، نشاندهنده تغییر پارادایم رقابت و بلوغ پلتفرمهای چندبعدی در ابعاد جهانی است.

رمزگشایی از سبد درآمدی چهار غول چینی
بررسی دادههای مالی نشان میدهد که بزرگترین پلتفرمهای فناوری چین اکنون کمتر از نیمی از درآمد خود را از فعالیت اصلی و اولیه خود به دست میآورند. در ادامه، ساختار درآمدی این چهار غول فناوری را به تفکیک بررسی میکنیم:
ساختار درآمدی غولهای فناوری چین
Alibaba: تجارت الکترونیک داخلی (۴۶٪) | لجستیک (۱۷٪) | ابری (۱۱٪) | تجارت بینالملل (۱۱٪) | سایر (۱۵٪)
Tencent: بازی و سرگرمی (۴۹٪) | فینتک و خدمات ابری (۳۱٪) | تبلیغات (۱۹٪) | سایر (۱٪)
Meituan: تحویل غذا (۵۶٪) | خدمات حضوری و سفر (۳۰٪) | خرید و حملونقل (۱۰٪) | سایر (۴٪)
Ping An: بیمه عمر و سلامت (۴۵٪) | بیمه اموال (۳۲٪) | بانکداری (۱۵٪) | سایر خدمات مالی و فناوری (۹٪)
۱. علیبابا (Alibaba)؛ فراتر از خردهفروشی آنلاین
علیبابا که در ذهن مخاطب جهانی با تجارت الکترونیک گره خورده است، اکنون بخش عمدهای از ارزش خود را در بخشهای زیرساختی خلق میکند. تنها **۴۶ درصد** از کل درآمدهای این هلدینگ ناشی از تجارت الکترونیک داخلی (بازارهای Taobao و Tmall) است. مابقی درآمدها به شرح زیر تقسیم میشود:
۱۷ درصد:** خدمات لجستیکی (Cainiao) و خدمات محلی
۱۱ درصد:** رایانش ابری و هوش مصنوعی (Alibaba Cloud)
۱۱ درصد:** تجارت بینالملل (AliExpress و Lazada)
۱۵ درصد:** سایر فعالیتها از جمله سرگرمی و رسانه
این تنوعبخشی نشان میدهد علیبابا عملاً به زیرساخت فیزیکی و دیجیتالی تجارت در آسیا تبدیل شده است.
۲. تنسنت (Tencent)؛ امپراتوری فینتک در پوشش بازیهای ویدیویی
تنسنت بزرگترین ناشر بازیهای ویدیویی در جهان و مالک سوپراپلیکیشن ویچت (WeChat) است؛ اما موتور محرک مالی این شرکت فراتر از سرگرمی است. سهم بازی و سرگرمی از درآمدهای تنسنت به ۴۹ درصد کاهش یافته و بخشهای دیگر سهم قابلتوجهی کسب کردهاند:
۳۱ درصد: خدمات فینتک و خدمات کسبوکار (عمدتاً تراکنشهای WeChat Pay و خدمات ابری سازمانی)
۱۹ درصد: تبلیغات آنلاین هدفمند
۱ درصد: سایر بخشها
رشد بخش فینتک نشان میدهد که چگونه یک پیامرسان با یکپارچهسازی سیستم پرداخت، میتواند سهم خود را از تراکنشهای روزمره جامعه به یکسوم کل درآمدهای خود برساند.
۳. میتوآن (Meituan)؛ از دلیوری غذا تا مدیریت سبک زندگی شهری
میتوآن کار خود را به عنوان یک پلتفرم خرید گروهی (مشابه Groupon) آغاز کرد، اما امروز به هاب خدمات محلی چین تبدیل شده است. در حالی که ۵۶ درصد درآمد آن همچنان از تحویل غذا تأمین میشود، توزیع مابقی درآمدها به این شرح است:
۳۰ درصد: خدمات حضوری، رزرواسیون هتل و سفر
۱۰ درصد: خرید اشتراکی، خردهفروشی مدرن و حملونقل شهری
۴ درصد: سایر خدمات دیجیتال
میتوآن با این مدل، عملاً زنجیره ارزش خدمات روزانه شهروندان چینی را به کنترل خود درآورده است.
۴. پینگآن (Ping An)؛ پیوند سنت و مدرنیته در صنعت مالی
پینگآن به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای بیمه جهان، نمونهای کلاسیک از تحول دیجیتال (Digital Transformation) است. این شرکت با سرمایهگذاری سنگین روی فناوریهای مالی، ساختار درآمدی خود را از بیمه محض به یک هلدینگ چندرشتهای مالی تغییر داده است:
۴۵ درصد: بیمه عمر و سلامت
۳۲ درصد: بیمه اموال و حوادث
۱۵ درصد: بانکداری نوین
۹ درصد: سایر خدمات مالی خرد و پلتفرمهای فناوری (مانند Lufax و OneConnect)
چرا این موضوع مهم است؟ ریسک تکمحصولی در عصر نوسان
در اقتصاد دیجیتال سال ۲۰۲۶، اتکا به یک محصول یا خدمت واحد (Single-Product Dependency) یکی از بزرگترین ریسکهای تجاری به شمار میرود. سه عامل اصلی این تغییر رفتار را در میان غولهای فناوری چین تسریع کرده است:
۱. اشباع بازار و کاهش نرخ رشد هسته اصلی: بازارهای سنتی مانند تجارت الکترونیک یا بازیهای آنلاین در چین به نقطه اشباع رسیدهاند. نرخ جذب کاربر جدید به شدت کاهش یافته و شرکتها ناگزیرند ارزش طول عمر مشتری (LTV) را از طریق خدمات جانبی افزایش دهند.
۲. فشارهای رگولاتوری: سیاستهای نظارتی دولت چین در سالهای اخیر (بهویژه در حوزههای انحصارزدایی و امنیت دادهها)، غولهای فناوری را مجبور کرده است تا بازارهای خود را متنوع کنند تا در صورت جریمه یا محدودیت در یک بخش، کل کسبوکار دچار فروپاشی نشود.
۳. کاهش هزینه نهایی ارائه خدمات جدید: وقتی شرکتی مانند تنسنت زیرساخت پرداخت و هویت دیجیتال میلیاردها کاربر را در اختیار دارد، هزینه نهایی (Marginal Cost) ارائه یک خدمت مالی جدید یا ابزار تبلیغاتی به صفر نزدیک میشود.
اثر احتمالی بر بازیگران بازار و فینتک
کاهش وابستگی غولهای فناوری به کسبوکار اصلی، مرزهای سنتی میان صنایع را از بین برده است. این روند تأثیرات عمیقی بر بخشهای زیر دارد:
بانکداری سنتی: بانکها دیگر صرفاً با بانکهای دیگر رقابت نمیکنند؛ رقیب اصلی آنها پلتفرمهای تکنولوژی محور (مانند بخش فینتک تنسنت و پینگآن) هستند که به دلیل دسترسی به دادههای رفتاری کاربران، خدمات اعتباری و پرداخت شخصیسازیشدهتری ارائه میدهند.
استارتاپهای نوپا: برای استارتاپهای کوچک، رقابت با اکوسیستمهایی که خدمات خود را به صورت بسته مشترک (Bundle) ارائه میدهند، بسیار دشوار شده است. این امر نرخ ادغام و تملک (M&A) را در بازار افزایش میدهد.
نسبت این موضوع با اکوسیستم اقتصاد دیجیتال ایران
هرچند ساختار کلان اقتصادی چین با ایران تفاوتهای نهادی دارد، اما الگوهای رفتاری پلتفرمهای بزرگ ایرانی در سالهای اخیر شباهتهای ساختاری زیادی به این روند نشان میدهد.
در ایران نیز هلدینگهای بزرگ فناوری نظیر گروه اسنپ و گروه دیجیکالا طی سالهای گذشته از مدلهای اولیه خود (تاکسی اینترنتی و خردهفروشی آنلاین) فراتر رفتهاند. برای نمونه، توسعه سرویسهای فینتکی مانند اسنپپی (در حوزه BNPL و پرداخت) یا دیجیپی، و همچنین ورود این مجموعهها به حوزههای لجستیک، سلامت دیجیتال و سرمایهگذاری، نشاندهنده درک عمیق از ضرورت «اکوسیستمسازی» است.
فرصتها و ریسکها برای بازار ایران:
فرصت بقا در شرایط تورمی: در اقتصاد تورمی ایران، تنوعبخشی به سبد درآمدی و ورود به بخش فینتک، به پلتفرمها اجازه میدهد تا ارزش داراییهای ریالی خود را حفظ کرده و از طریق رسوب پول و گردش تراکنشها، نقدینگی مورد نیاز خود را تأمین کنند.
ریسک رگولاتوری مضاعف: بر خلاف چین که رگولاتور پس از رشد اکوسیستمها وارد فاز نظارت شد، در ایران پلتفرمهای بزرگ در ابتدای مسیر تنوعبخشی با سدهای نظارتی متعددی از سوی نهادهای سنتی (مانند بانک مرکزی، شاپرک و بیمه مرکزی) مواجه هستند. این امر سرعت توسعه اکوسیستمهای چندلایه را کاهش میدهد.
تجربه چین نشان میدهد که در سال ۲۰۲۶، پایداری مالی بلندمدت در گرو عبور از مدلهای تکمحصولی و حرکت به سمت پلتفرمهای چندلایه است. شرکتهایی که نتوانند خدمات مالی، لجستیکی و ابری را به عنوان ستونهای مکمل کسبوکار اصلی خود توسعه دهند، در برابر تغییرات تکنولوژیک و نوسانات کلان اقتصادی به شدت آسیبپذیر خواهند بود. آینده رقابت پلتفرمی، نه بر سر داشتن بهترین محصول، بلکه بر سر مالکیت جامعترین اکوسیستم است.
پرسشهای متداول (FAQ)
۱. چرا غولهای فناوری چین از کسبوکار اصلی خود فاصله گرفتهاند؟
به دلیل اشباع بازارهای سنتی، کاهش نرخ جذب کاربر جدید، فشارهای نظارتی دولت چین و نیاز به افزایش ارزش طول عمر مشتری (LTV) از طریق ارائه خدمات مکمل مالی و لجستیکی.
۲. سهم فینتک در درآمد شرکت تنسنت چقدر است؟
بر اساس آخرین گزارشها، خدمات فینتک و خدمات کسبوکار (عمدتاً تراکنشهای WeChat Pay و بازوهای اعتباری) ۳۱ درصد از کل درآمدهای تنسنت را تشکیل میدهد که آن را به دومین موتور درآمدی این شرکت تبدیل کرده است.
۳. آیا علیبابا هنوز یک شرکت خردهفروشی آنلاین است؟
خیر؛ هرچند خردهفروشی هسته اولیه آن بوده، اما اکنون تنها ۴۶ درصد درآمد علیبابا از تجارت الکترونیک داخلی تأمین میشود و مابقی از خدمات لجستیک بینالملل، رایانش ابری و خدمات محلی به دست میآید.
۴. الگوی اکوسیستمسازی چین چه شباهتی با بازار ایران دارد؟
هلدینگهای بزرگ ایرانی مانند اسنپ و دیجیکالا نیز با ورود به حوزههای پرداخت (فینتک)، لجستیک و خدمات سلامت، در حال پیادهسازی الگوی مشابهی برای کاهش وابستگی به تکمحصول و افزایش عمق بازار خود هستند.
۵. بزرگترین مانع پلتفرمهای ایرانی برای اجرای این مدل درآمدی چیست؟
موانع رگولاتوری سختگیرانه از سوی نهادهای سنتی، محدودیتهای دسترسی به سرمایهگذاریهای بزرگ مقیاس و نوسانات شدید اقتصاد کلان که برنامهریزی بلندمدت برای توسعه زیرساختها را دشوار میکند.
برای دنبال کردن تحلیلهای بیشتر درباره فینتک، بانکداری دیجیتال و اقتصاد نوآوری، گزارشهای تخصصی پیکار را در بخش فینتک و اقتصاد دیجیتال بخوانید.
درباره سردبیر
مطالب این بخش با نام سردبیر در PayKaar منتشر میشوند و شامل پوشش اخبار و تحلیلهای حوزه فینتک و فناوریهای مالی هستند.
مشاهده سایر مقالات

دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر میدهد!